ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
427
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
رگ زدن اكيدا ممنوع است و در محرقه نيز وضع بر همين منوال است ؛ اما در مورد مطبقه ( تب تيفوئيدى ) برعكس ، چنين عملى تجويز مىشود . از اينكه چنين كارى در بيمارى تب نوبه و مالاريا اثر زيانبار دارد من خود به كرات اطمينان حاصل كردهام ؛ رگ زدن بىموقع ، خود انگيزهء تبديل تبى عادى و ساده به بيمارئيى مهلك و سمج مىشود . بىهيچ بروبرگرد چه از رگ زدنهاى ناشيانه و چه از افراط در آن بيمارى كمخونى پديد مىآيد كه ممكن است آن نيز به سهم خود به استسقاى پوست تبديل گردد و در چنين صورتى ديگر مدتى وقت لازم است تا اينكه خون به مقدار طبيعى خود برسد . اين عيب نيز مزيد بر علت مىشود كه دلاك از پاك كردن نيشتر خود كه دائما مشغول كار است كوتاهى مىكند و از اين رهگذر در رگ جراحت متمركز يا گسترده ايجاد مىشود ؛ بههرحال من خود با هيچ موردى از انوريسما مواجه نشدم . زالو انداختن نيز دست كمى از رگ زدن ندارد . هر وقت ايرانى بىحوصله مىشود ؛ نقطهاى دردناك در بدن خود پيدا مىكند . حالا اين نقطه نوك بينى يا لالهء گوش باشد ، ديگر تفاوتى نمىكند و در آنجا زالو مىاندازد . زالو به اندازهء كافى در لجنهاى آب شيرين كنار درياى خزر پيدا مىشود و مقدار زيادى از آن چند سال پيش از همان جا به فرانسه فرستاده شد . در حوالى شيراز نيز زالو فراوان است اما از آن كلا در قسمتهاى شرقى مملكت خبرى نيست . قيمت زالو بسيار ناچيز است ؛ در خيابانهاى تهران اغلب اهالى مازندران پرسه مىزنند و فرياد مىكشند « آى زالو ! » . حال هرگاه يكى از فروشندگان را صدا كنيم فورا به هر تعداد بخواهيد زالو مىچسباند و معمولا تعداد زالوها از پنج تا ده تجاوز نمىكند . زالو را براى معالجهء چشم دردهائى كه خيلى هم فراوان است ، به شقيقه مىاندازند . مىتوان به خوبى تصور كرد كه بازار سومين طريق خون گرفتن ، يعنى حجامت ، نيز رونق داشته باشد . بين دو استخوان كتف تقريبا همهء ايرانيان شيارهائى به چشم مىخورد . در به دو امر خيال مىكردم اينها آثار ضربههاى چوب باشد تا اينكه ديدم ضربهء چوب را فقط بر كف پا مىزنند و از اين لحظه ديگر متوجه اثر حجامت شدم . جريان حجامت كردن در سراسر مشرقزمين يكسان است و همان است كه در مصر قديم رايج بوده است . با چاقوى قلمتراش پوست را چاك مىدهند و شاخى بر روى آن مىچسبانند كه از آن طريق خون جريان پيدا مىكند و درست در ارتباط با همين طرز كار است كه طبيب « يك تا سه شاخ خون » تجويز مىكند . بخصوص اغلب حجامت را در مورد كودكان به كار مىبرند و اين روش در استسقاى سر يا ام الصبيان و غلبهء خون مطلوب است . غير از بين دو كتف در ساير قسمتهاى بدن نيز حجامت مىكنند : در پشت حدود استخوان خاجى ( عظم عجز ) ، در مفاصل ، روى طحال و غيره . در اينجا ناگزير از اعتراف به اين مطلبم كه من جز دو مورد هيچ عاقبت زيان - بارى بر آن نديدم و در اين دو مورد هم زخم حجامت تبديل به قرحههاى سيفليسى شده بود و دلاك را متهم مىكردند كه چاقوى كثيف به كار برده بوده